تاريخ : چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 | 17:10 | نویسنده : sara

hamed

 

  سلام دوستان  عزیز امیدوارم مطالب این وبلاگ براتون جالب باشه.

در پاسخ به یکی از دوستان خوبمون به نام شیرین می خواستم بگم که شعر

نیاز روحی آدم رو برطرف می کنه و اگه شعر نباشه روح آدم پژمرده میشه.

امیدوارم جوابت رو گرفته باشی.

 

داستانی از شیخ عبد الله شوشتری:

در حالات عالم بزرگ، شیخ عبد الله شوشتری که ازمعاصرین مرحوم

 علامه مجلسی است نوشته اند، فرزندی داشت که یک بسیار مورد علاقه او بود،

 این فرزند سخت بیمار ش، پدرش مرحوم شیخ عب الله شوشتری ، هنگامی

که برای اداء نماز جمعه به مسجد آمد، پریشان بود،هنگامی که طبق دستور

اسلامی، سوره منافقین را در رکعت دوم تلاوت کرد و به این آیه رسید:"

یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله" : " ای کسانی که

 ایمان آورده اید اموال و فرزندان شما، نباید شما را از یاد خدا غافل کند"

چندین بار آیه را تکرار کرد ( تکرار آیات قرآن در نماز جایز است) هنگامی که

 از نماز فراغت یافت، بعضی از یاران از علت این تکرار سوال کردند، فرمود:

هنگامی که به این آیه رسیدم به یاد فرزندم افتادم و با تکرار آن به مبارزه با

نفس خود برخاستم، آنچنان مبارزه کردم که فرض کردم فرزندم مرده، و جنازه اش

 در برابر من است ، و من از خدا غافل نیستم، آنگاه بود که دیگر آیه را تکرار نکردم !

اذکار پیامبر خدا(ص) :

آغاز دعوت پیامبر اکرم(ص) از ذکر نام  خدا شروع شد " اقرأ باسم ربک "

 و جالب اینکه تمام زندگانی پر بار او آمیخته با ذکر خدا و یاد خدا بود. ذکر

خداوند با هر نفسش توأم بود، بر می خاست، می نشست، می خوابید، راه

می رفت، سوار میشد، پیاده میشد، توقف می کرد همه با یاد خدا بود و با نام الله.

هنگامی که از خواب بیدار میش می فرمود: " الحمد لله الذی احیانا بعد ما

اماتنا و الیه النشور" ابن عباس می گوید: شبی خدمتش خوابیده بودم، هنگامی

 که از خواب بیدار شد سر به سوی آسمان بلند کرد، و دو آیه آخر سوره ی آل

عمران را تلاوت فرود: " ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و

 النهار... " سپس عرضه داشت: " اللهم لک الحمد انت نور السماوات و

 الارض و من فیهن... اللهم لک اسلمت و بک آمنت و علیک توکلت و الیک

انبت..." هنگامی که از خانه بیرون می آمد می فرمود: " بسم الله، توکلت علی

 الله، اللهم انی اعوذ بک ان اضل، او اضل، او ازل، او اظلم، او اظلم، اواجهل،

او یجهل علی" و هنگامی که لباس نوی در تن می کرد می فرمود: "للهم لک

 الحمد انت کسوتنیه اسئلک خیره و خیر ما صنع له و اعوذبک من شره و شر ما

صنع له. و هنگامی به خانه باز می گشت می فرمود: بسم الله الذی کفانی و آوانی

 و الحمد لله الذی اطعمنی و سقانی. هر گاه پای خود را در رکاب می گذارد

می فرمود: بسم الله، و هنگامی که بر مرکب استقرار می یافت میفرمود: الحمد

 لله علی کل حال، سبحان الذی سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و انا الی ربنا

 لمنقلبون. در روایت دیگری از امام مجتبی حسن بن علی(ع) آمده است که مردی

 در محضر آن حضرت به هنگام سوار شدن بر مرکب گفت: سبحان الذی سخر لنا

 هذا، امام فرمود: اینچنین به تو دستور داده نشده است، دستور این است که

 بگویی: الحمد لله الذی هدانا للاسلام، الحمد لله الذی من علینا بمحمد(ص) و

 الحمد لله الذی جعلنا منخیر امه اخرجت للناس، ثم تقول:" سبحان الذی سخر

لنا هذا" اشاره به اینکه در آیه تنها دستور به گفتن سبحان الذی سخر لنا هذ

داده نشده بلکه قبلا دستور تذکر و یادآوری نعمتهای بزرگتر خداوند داده شده:

 نعمت هدایت به سوی اسلام، نعمت نبوت پیامبر(ص)، نعمت قرار گرفتن

در زمره بهترین امتها، پس تسبیح خداوند بر تسخیر این مرکب!

فضیلت تسبیح، تکبیر و تحلیل:

در حدیثی آمده ات که جمعی از فقرای امت خدمت رسول خدا(ص) رسیدند و

عرض کردند: ای رسول خدا! ثروتمندان اموالی برای انفاق دارند و ما چیزی نداریم، 

 وسیله برای حج دارند و ما نداریم، و امکانات برای آزاد کردن بردگان دارند و ما نداریم.

 پیامبر(ص) فرمود: هر کس صد بار تکبیر گویید افضل است از آزاد کردن یک برده،

 و کسی که صد بار تسبیح خدا بگوید افضل است از اینکه یکصد اسب را برای جهاد

 زین و لجام کند، و کسی که صد بار لا اله الا الله بگوید، عملش از تمام مردم در

 آن روز برتر است، مگر اینکه کسی بیشتر بگوید. این سخن به گوش اغنیاء رسید،

 آنها نیز به سراغ این اذکار رفتند، فقرای امت خدمت پیامبر(ص) رسیدند و عرض

کردند: سخن شما به گوش اغنیاء رسیده و آنها نیز مشغول ذکر شده اند! پیامبر

(ص) فرمود: "ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء" این فضل الهی است و به هر کس

بخواهد می دهد( اشاره به اینکه این برای امثال شما است که اشتیاق انفاق دارید

و وسیله آن در اختیار نارید، و اما برای آنها که ثروتمندند راه وصول به

فضل الهی از طریق انفاق از ثروتهایشان است) در حدیثی از امیر المؤمنان علی(ع)

آمده است که از رسول خدا(ص) تفسیر مقالید را پرسیدم فرمود: از کلیدهای بزرگی

 سؤال کردی آن این است که هر صبح و شام ده بار این جمله ها را تکرار

کنی " لا اله الا الله و الله اکبر سبحان الله و الحمد الله و استغفر الله و لا قوه الا

 بالله (هو) الاول و الآخر و الظاهر و الباطن له الملک و له الحمد( یحیی و یمیت)

بیده الخیر و هو علی کل شی ء قدیر. سپس افزود: کسی که هر صبح و شام ده بار

 این کلمات را تکرار کند خداوند شش پاداش به او می دهد  که یکی از آنها را

 این می شمارد که خداوند او را از شیطان و لشکر شیطان حفظش می کند  تا

سلطه ای بر او نداشته باشند. ناگفته نماند که گفتن این کلمات بصورت لقلقه لسان

 برای اینهمه پاداش کافی نیست بلکه ایمان به محتوی و تخلق به آن نیز لازم است.

فضیلت سوره ی توحید:

در حدیثی از پیامبر(ص) می خوانیم که فرمود: آیا کسی از شما عاجز است

 از اینکه یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟ یکی از حاضران عرض کرد:

ای رسول خدا! چه کسی توانایی بر این کار دارد؟ پیغمبر فرمود: سوره ی قل هو الله

 را بخوانید. در حدیث دیگری از امام صادق(ع) می خوانیم: هنگامی که رسول خدا

 (ص) بر جنازه سعد بن معاذ نماز گزارد فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آنها

جبرئیل نیز بود بر جنازه او نماز گزاردند! من از جبرئیل پرسیدم او به خاطر کدام

عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟ گفت: به خاطر تلاوت قل هو الله احد در حال

 نشستن، ایستادن و سوار شدنو پیاده روی و رفت و آمد. در حدیث دیگری از

 امام صادق(ع) می خوانیم: کسی که یک روز و شب بر او بگذرد و نمازهای پنجگانه

 را بخواند و در آن قل هو الله احد را نخواند به او گفته می شود یا عبد الله! لست

من المصلین! : ای بنده ی خدا! تو از نماز گزاران نیستی! در حدیث دیگری از پیغمبر

اکرم(ص) آمده است که فرمد: کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن

سوره ی قل هو الله احد را بعد از هر نماز ترک نکند،چرا که هر کس آن را بخواند

 خداوند خیر دنیا و خیر آخرت را برای او جمع می کند، و خودش و پدر و مادرش

را می آمرزد. در بعضی از روایات روی ذکر یا فتاح برای حل مشکلات تکیه شده

 است، چرا که این اسم بزرگ الهی که به صورت صیغه مبالغه از فتح آمده

 بیانگر قدرت پروردگار بر گشودن هر مشکل و از میان بردن هر اندوه و غم،

و فراهم ساختن اسباب هر فتح و پیروزی است، در واقع هیچکس جز او فتاح نیست،

 و مفتاح کلید همه درهای بسته در دست قدرت اوست.

ذکر یونسیه:

ذکر معروف و پر محتوایی از قول یونس(ع) نقل شده که در آیه 87 سوره ی

 انبیاء آمده، و در میان اهل عرفان به ذکر یونسیه معروف است: " فنادی فی

 الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" . او در میان ظلمتهای

 متراکم فریاد زد که  معبودی جز تو نیست، منزهی تو، من از ظالمان و ستمکاران

بودم! بر خویشتن ستم کردم و از درگاهت دور افتادم، و به عتاب و سرزنش تو که

جهنم آتش سوزانی برای من است گرفتار شدم . این اعتراف خالصانه و این تسبح

 تؤام با ندامت کار خود را کرد و همانگونه که در آیه 88 سوره ی انبیاء آمده است:

" فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذالک ننجی المؤمنین" ما دعای او را اجابت

کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مؤمنان را نجات می دهیم.

لا حول و لا قوه إلا بالله:

عوف بن مالک از یاران پیامبر(ص) بود، دشمنان اسلام فرزندش را اسیر

 کردند، او به محضر پیامبر(ص) آمد و از این ماجرا و فقر و تنگدستی شکایت

 کرد، آن حضرت فرمود: تقوا را پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر لا حول و

لا قوه إلا بالله را بگو، او این کار را انجام داد، ناگهان در حالی که در خانه اش

نشسته بود، فرزندش از در وارد شد، معلوم شد که از یک لحظه غفلت دشمن استفاده

کرده و فرار نموده، و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده

 



پیچک